المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

216

التنبيه والإشراف ( فارسي )

پس از آن سفر جنگى عبد الله بن جحش از بنى دودان بن اسد بن خزيمه بود كه در ماه رجب با يازده و بقولى هشت مرد سوى نخله كه هم اكنون در بستان بنى عامر بر جادهء عراق معروفست رفت كه با كاروان قريش برخوردند و ابن حضرمى را بكشتند و يكى از آنها را اسير كردند و كاروان را تصرف كردند و عبد الله بن جحش غنيمت را تصرف كرد و خمس آن را پيش از آنكه قرآن در اين باب نازل شود جدا كرد و پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم آن را نگهداشت تا اجازهء خدا بيامد و آن را به كار بست و اين اول غنيمت بود كه تقسيم شد . در همين سفر چنان كه گفته‌اند عبد الله بن جحش امير مؤمنان ناميده شد و اول كس بود كه اين عنوان يافت . قرشيان گفتند محمد خونريزى در ماه حرام يعنى رجب را روا شمرد . و ياران رسول خدا صلى الله عليه و سلم از اين كار پشيمان شدند كه وى بديشان فرمود « من نگفته بودم در ماه حرام جنگ كنيد » و خدا عز و جل اين آيه را نازل كرد كه « ترا از ماه حرام و جنگ در آن مىپرسند - تا آخر آيه » . در شعبان همين سال روزه مقرر شد و در نماز ظهر روز سه شنبه نيمهء شعبان قبله از بيت المقدس سوى كعبه بگشت و پيغمبر صلى الله عليه و سلم كه به ركوع ركعت دوم بود بگشت و صفها نيز پشت سر او بگشت . و آن مسجد را مسجد « ذو القبلتين » گفتند بقولى اين سيزده روز پس از مقرر شدن روزهء رمضان بود . و در همين سال عبد الله بن زيد بن عبد ربه انصارى از بنى زيد مناة بن حارث بن خزرج ، اذان را بخواب ديد ، آنگاه وحى بدان آمد و معمول شد . پس از آن پيغمبر صلى الله عليه و سلم به سفر بدر بزرگ يا بدر القتال رفت . از بدر تا مدينه هشت منزل و دو ميل است . برون شدن وى سوم ماه رمضان بود كه سيصد و يازده كس از مهاجر و انصار به همراه داشت . شمار مهاجران هفتاد و چهار كس بود و باقى از انصار بودند و بقولى سيصد و سيزده و بقولى چهارده كس بودند .